اگر که بیهوده زیباست شب

خرید بک لینک
روزگار غریبیست نازنین

روز ششم از تیر ماه هزار و سیصدو نود و هفت خورشیدی

پریروز از دور قمری سفر به شهرهای جنوبی برگشتم ، بنا به نیاز روانی و اجبار دوری از کسانی که باید نزدیکترین باشند

سفر جالبی بود ، جاهایی را بیش از ده ها ندیده بودم .جاهایی را فقط برای چند ده قدمی قابل تحمل دیدم و جو روانی فرهنگی حاکم و ابتذال حاکم بر حاضرین آنجا بسیار از دیده های قبلی بدتر به نظر می آمد .

همه آنچه که دیده بودم همان بود و فقط آدمها عوض شده بودند نه که اخلاقا که جسما ، یکی رفته بود و جسم دیگری با همان گویش و رفتار و تفکر جایش را گرفته بود .درجا زدن .

از شنیدن لهجه مثلا کاشی یا اصفهانی یا شیرازی خاطرات گذشته با گوینده هایش به ذهن میآید که تنها قیاس است حال گوینده با گذشته گوینده آن لهجه.

جسم آدمها ظرف فرهنگ ، گویش ، اعتقادات ، منش ها و اخلاقیات است و در زمانه نو این در جا زدن برابر است با توقف . وقتی با پدر و پدربزرگ و مادر و مادربزرگ یکی می مانی فقط در گذر زمان نفس کشیده ای و خورده ای و خوابیده ای و تولید مثل کرده ای حتی درخت هم از تو بهتر است که او راه و رسم بقا را دریافته ولی تو حذف خواهی شد .گرچه در حاشیه تمدن بشری خواهی زیست ولی در جریان رشد نخواهی بود و همین کافیست که مثل تاریخت با آنهمه هیمنه گاه به گاه ، نظاره گر رشد دیگران و به یغما رفتن هست و نیستت باشی

چون که تو ایستاده ای .

همه در خواب بودند

ایستاده در غبار .

سودای خام . ...

ما را در سایت سودای خام . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:58

صفحه بندی