سودای خام .

خرید بک لینک

بعد از سالها کار و بازنشستگی ، امروز مانده پول در کارتم پاسخ هزینه خرید داروی ماهانه‌ام را نداد .

در خیابان مانده بودم که چه کنم ، نه روی قرض ،نه توان تحمل نبود دارو ،

ما به رویایی همه چیزمان را از دست دادیم

شاید روزی به خودکشی بیشتر فکر کند .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 9:23 توسط Shahab  | 

سودای خام . ...

ما را در سایت سودای خام . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: دوشنبه 26 آبان 1404 ساعت: 17:21

۱۴۰۳/۲/۳۱ و اینگونه بود ، چنان زی که ذکرت به تحسین کنند . . . سودای خام . ...

ما را در سایت سودای خام . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:25

سال ۱۳۶۳ یا همین دور بر بود که از سربازی با سر سالم و بعد از ۶ ماه و اندی از جبهه به تهران و ترخیص و بدنبال دوران جدید سی و اندی سال ، بی هیچ هدف دراز مدتی با ای دی اچ دی ناشناخته دویدن و دویدن ،

تا بعد

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 22:54 توسط Shahab  | 

سودای خام . ...

ما را در سایت سودای خام . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:25

بله ، امروز هم مانند روزهای قبل ، بدنبال حل مشکل ، از شهرداری م به شهرداری اون یکی م ، مسئولش خیلی عصبی بود ، یک جعبه شیرینی یکی از کارمندان آورد جلوی همه گرفت ، این تندخو رییس ، با سه انگشت دست فروکرد در جعبه و با فلاکت آخرش یک تکه شیرینی بدبخت را شکار کرد ، همراهم خندید ، گفت مواظب سن و سال و قند باش یهو چپه نشی آقا ، گفت نه ، در واقع مال مفت بود که حاضر بود ولی بیماری و قند و سکته دور و مبهم ، پس حلوای نقد را در دهان چپاند و گفت پرونده ها را آوردند و نگاهی انداخت با عصبانیت انداخت ، آقا اینها خیلی قدیمیه من جواب نمیدهم یا منفی میدم ، گفتم خوب من چه کنم ، تازه ، چرا داد میزنی ، راه نشان بده ( فهمید ما هم بخیه کاریم ) تند گفت بیا ، رفت پیش یک خانم نیمه خوشگل که ۲۰ سال پیشش دختر خوشگلی بوده و شاید با یک گروهان دوست اجتماعی ، آشنا شدیم ، شماره ای داد که با این هماهنگ کن تا پرونده ات جاری بشه ، یعنی اینها اول رسما قانونا جای کار را مشخص و مکتوب و امضا و ممهور کنند تا ما بفهمیمم چه بکنیم ، زنگ زدیم به او و او به دیگری و شنبه بیا یکشنبه برو دوشنبه تمومه و جهارشنبه کامل نشده و هنوز که هنوزه و دیر نشده که نشده تا آخر سال تموم شد هم بیخیال ، برو بعد ۱۴ بیا تمومه انشالا بفرست . شد ۲ ماه + نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 20:45 توسط Shahab  |  سودای خام . ...ادامه مطلب

ما را در سایت سودای خام . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 15:24

امروز رفتیم دارایی شماره نامه را گرفتیم رفتیم دارایی بعدی نامه امضا نشده بود رفتیم دفتر مدیر کل گفتند برو طبقه سه رفتیم گفت برو طبقه پنج رفتم گفت نامه پیش معاونه معاون سرش شلوغه ، گفتم کی بیام ، نالید برو بشین صدات میکنم ، ( یعنی برو گمشو بتمرگ ، بعداز ۴ روز تعطیل اومده ) کمی راه رفتم ، کمی تمرگیدم ، بعد از نیم ساعت گفتند امضا شد ، برو طبقه ۷ ، رفتم ، چاپ و مهر و شماره ، رفت توی پاکت ، گفتیم نگاه کنید خودش باشه ، طرف با دلخوری بازش کرد ، کله نامه خودش بود ولی بدن مال کار ما نبود ، ای داد و بیداد ، دوباره برو طبقه ۳ ، دارن نهار میخورن ، طرف جلوی همکاراش شنید که نامه را اشتباه نوشته نهار را ول کرد و چسبید به کامپیوتر ، عوض کردن نیم ساعته درست شد ، ببر طبقه ۷ ، مهر و شماره و پاکت و چسب و خوب شد خودتون اومدین ، والا ما اشتباه میفرستادیم میرفت منطقه ۱۸ بجای منطقه ۹ اونهم با نامه اشتباه ، میرفتیم سال نو ، ، شانس آوردیم یعنی همیشه شانس میاریم ، اصلا من شانسی زنده ام . + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 20:43 توسط Shahab  |  سودای خام . ...ادامه مطلب

ما را در سایت سودای خام . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 17:19

صفحه بندی