از دو شب پیش که جناب داکتر با چند حب دوا من را به دنیای ارام و بیخیال باز گرداند اوضاعم خیلی بهتر است .یعنی جهنم را تبدیل میکند به بهشت .مگر نه اینکه بهشت آنجاست که آزاری نباشد . و ...... خوب همین که با چندتا قرص یهویی میپری تو ارامش یعنی علم تمام کارش رو به نحو احسن انجام داده و همین ما را بس .
دوستی دارم که از شدت بیماری دارو را کار شیطان میداند و از مصرف آن شدیدا خودداری میکند .نتیجه اینکه روزی به اندازه 20 کیلومتر تند تند راه میرود که لاغر شود ولی به اندازه 25 کیلومتر میخورد خوب یعنی بر رفتارش کنترل ندارد و زیاد میخورد و زیاد میدود ولی روز به روز چاقتر است . حالا اگر چندتا حب هندی میخورد اینجور نبود .
ظهر رفتم سر میدان اصلی شهر . جماعت همه هروله زنان میدویدند .نمیدانند برای چه ولی برای زندگی است لابد . جماعت گرگ جماعت شغال و روباه را جر میدادند . گوشه ای جماعت شغالان گوسفندی را گیر آورده تا میتوانستند پر و پشمش را میکندند . شیری هم از آن حوالی رد میشد خوشبختانه من را ندید . خوبی اش این است که فقط لخت می کنند .یارو لخت که شد رهایش میکنند .
در تمام راسته خیابان در تمام 41 سال فقط یکبار خرید کردم انهم کلاهم را برداشتند .جالب که فروشنده مرا به تمسخر ضمنی هم گرفته بود خشتک خودش پاره بود مرا به شیکپوشی ترغیب میکرد .
روزگار غریبی بود نازنین
سودای خام . ...
ما را در سایت سودای خام . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100