
امروز پاک پاک xa0از بیخ و بن بیکارم xa0یعنی دیگه چرخ کار و شغل داره وایمیسته . به قول همکار جوانم که غصه دار میگفت شغلم داره میمیره و چند ماه قبل زد به صحرا ، ظاهرا حالا نوبت منه که بزنم به صحرا . مثل اون قدیما که مردم به انتهای توانشون میرسیدن و یکهو میشدن درویش و خل میشدن و میزدن به بیابون . تقریبا در شرف دیوانگی بودم . احتیاج داشتم که داد بزنم یا بدوم یا اینطور چیزی .رفتم نیم ساعت راه رفتم .هوا خو...
ادامه مطلب
امروز پاک پاک xa0از بیخ و بن بیکارم xa0یعنی دیگه چرخ کار و شغل داره وایمیسته . به قول همکار جوانم که غصه دار میگفت شغلم داره میمیره و چند ماه قبل زد به صحرا ، ظاهرا حالا نوبت منه که بزنم به صحرا . مثل اون قدیما که مردم به انتهای توانشون میرسیدن و یکهو میشدن درویش و خل میشدن و میزدن به بیابون . تقریبا در شرف دیوانگی بودم . احتیاج داشتم که داد بزنم یا بدوم یا اینطور چیزی .رفتم نیم ساعت راه رفتم .هوا خوب بود همه معمولی بودند ولی تصویر همه چیز توذهن من یه جور دیگه بود .داشتم از این جو و جماعت و کار ...
ادامه مطلب