سودای خام .

متن مرتبط با «شهریور» در سایت سودای خام . نوشته شده است

یکشنبه 14 شهریور 95

  • نیلوبلاگ

    امروز پاک پاک xa0از بیخ و بن بیکارم xa0یعنی دیگه چرخ کار و شغل داره وایمیسته . به قول همکار جوانم که غصه دار میگفت شغلم داره میمیره و چند ماه قبل زد به صحرا ، ظاهرا حالا نوبت منه که بزنم به صحرا . مثل اون قدیما که مردم به انتهای توانشون میرسیدن و یکهو میشدن درویش و خل میشدن و میزدن به بیابون . تقریبا در شرف دیوانگی بودم . احتیاج داشتم که داد بزنم یا بدوم یا اینطور چیزی .رفتم نیم ساعت راه رفتم .هوا خو...

    ادامه مطلب
  • شرم

  • نیلوبلاگ

    عمران 5 ساله حلبی فرزند من و تو و همه است که این چنین به روزگار کودکیش آورده اند .xa0 بی اختیار گریسته اند بر او و بر حال و روز وجدانشان آنانکه این تصویر را به چشم دل دیده اند . شرم همچون سکوت عمقی دارد به انتهای وجدان . شرم بر .....xa0...

    ادامه مطلب
  • پنجشنبه 11 شهریور 95

  • نیلوبلاگ

    امروز که پنجشنبه است روز خوبی هست حتما برای من که بیکارم ، برای من که گرفتار نیستم ، برای من که کمی تا قسمتی شادم ، برای من که غم نان ندارم ، برای من که صاحب خانه فحشم نداده ، برای من که کودک دلبندم بیمار و مجروح نیست ، برای من که از شرم کودکم دیر به خانه نمی روم ، برای من که شب ماه مهر xa011 ماه حقوق طلبکار نیستم ، برای من که همه چیز دارم ، من دو دست دارم هریک 100 میلیون ، من دو پا دارم هریک 200 میلیون ، من سر دارم 1000 میلیون ، من 2 کلیه دارم هریک 10 میلیون ( گروه خونی آ مثبت زیاد است ) ، من ی...

    ادامه مطلب
  • یکشنبه 14 شهریور 95

  • نیلوبلاگ

    امروز پاک پاک xa0از بیخ و بن بیکارم xa0یعنی دیگه چرخ کار و شغل داره وایمیسته . به قول همکار جوانم که غصه دار میگفت شغلم داره میمیره و چند ماه قبل زد به صحرا ، ظاهرا حالا نوبت منه که بزنم به صحرا . مثل اون قدیما که مردم به انتهای توانشون میرسیدن و یکهو میشدن درویش و خل میشدن و میزدن به بیابون . تقریبا در شرف دیوانگی بودم . احتیاج داشتم که داد بزنم یا بدوم یا اینطور چیزی .رفتم نیم ساعت راه رفتم .هوا خوب بود همه معمولی بودند ولی تصویر همه چیز توذهن من یه جور دیگه بود .داشتم از این جو و جماعت و کار ...

    ادامه مطلب